یادداشت وارده از طرف یکی از کارشناسان یکی از پژوهشکدههای زیرمجموعه پژوهشگاه فضایی ایران:
رهگذرانی
که در سه سال اخیر از اتوبان شیخ فضل الله نوری محدوده شمال طرشت عبور
میکردند به یقین یک ساختمان زیبای هشت وجهی با تابلویی برزگ توجهشان را
جلب میکرد: «
پژوهشگاه فضایی ایران».
احتمالا و بطور طبیعی آنها
در ذهن خود گمان میکردند که در این ساختمان خیل عظیمی از پژوهشگران،
کارشناسان و دانشمندان فضایی کشور سخت مشغول مطالعه، تحقیق و کاوش در خصوص
فناوری فضایی هستند.
حال اگر خود نیز دستی در حوزه پژوهش داشتند و
یا دوست، فامیل، یا آشنایی داشتند که پژوهشگری پیشهاش و تحقیق و کاوشگری
ممر معاشش بود، گمانشان این بود که چه انسانهای زحمت کشی که با یک
حقالزحمه اندک و به عشق موطن اسلامی خویش، کار و تلاش در سرزمین خودشان
را بر هجرت به غرب و یا ورود به فضای کسب و کار و بیزینس ترجیح دادهاند.
احتمالا، بر اساس این برداشت ذهنی که به یقین در بسیاری از پژوهشگاهها و
مراکز تحقیقاتی کشور مصداق عینی دارد، در حق ایشان دعایی کرده و برایشان
آرزوی توفیق از درگاه خداوند متعال مینمودند.
باطن مسالهولیکن
ایشان چه میدانستند که در تمامی طبقات هفتگانه این ساختمان هشت وجهی
نیروهای اداری و ستادی مستقرند. چه گمان میکردند که این پژوهشگاه بسان یک
ستاد اجرایی مفصل، صرفا، برای خود نقش سیاستگذاری و راهبری قائل است و با
معاونت راهبرد سازمان فضایی، که اساسا نقش خود را سیاستگذاری و راهبری
فعالیتهای پژوهشی میداند، در ستیز مستمر است. در این ساختمان آنچه که
تولید میشود دستورالعمل است و آییننامه اداری. البته فعالیتهای دیگری
نیز چون برگزاری جشن تولد، مراسم مناسبتی و غیره نیز دارد.
این
نکتهای است که در تماس با مرکز تلفن پژوهشگاه نیز عیان است آنجا که
اپراتور تلفنی میگوید: برای ارتباط با ریاست پژوهشگاه شماره 1، معاونت
اجرایی شماره 2، مدیریت امور اداری و پشتیبانی شماره 3 و معاونت پژوهشی
شماره 4 را بگیرید. گویی در یک پژوهشگاه که هدف و محور اصلی آن باید پژوهش و
کاوش باشد، مراجعین و مخاطبین امور اجرایی، اداری و پشتیبانی بیشترند و
کار اجرایی بر امور پژوهشی تفوق دارد.
جمع ستادیناین
ستاد در کنار ستاد مفصل دیگری است به نام سازمان فضایی ایران، که از قضا
آنجا نیز محملی برای سیاستگذاری و راهبری کلان فناوری فضایی است. تجربه
این چند سال نشان داد که هر دو نهاد با جدیت به ایفای نقش میپرداختند و
در این میان پژوهشگران فعال در پژوهشکدههای تابعه سرگردان و متحیرند که
به حرف کدام یک گوش دهند و فرامین و دستورالعملهای کدام ستاد را اجرا
کنند. هرچند به طور طبیعی این پژوهشکدهها باید تابع ستاد پژوهشگاه به
عنوان نهاد بالادستی خود باشند.
لیکن عدم آشنایی تصمیمگیران و
تصمیمسازان مستقر در ستاد پژوهشگاه با حوزه فناوری فضایی و بعضا تصمیمات
جانبدارانه که کاملا در چارچوب تامین منافع عدهای خاص، منجر به این
میشد که بعضا پژوهشکدهها مستقیما و مستقلا با سازمان ارتباط گرفته و
کارها و مشکلات خویش را با ایشان حل و فصل نمایند و به عبارتی ستاد
پژوهشگاه را دور بزنند. تعداد بالای مکاتباتی که مدیریت پژوهشگاه مبنی بر
ممنوعیت ارتباطگیری مستقیم با سازمان فضایی و هماهنگی با ستاد پژوهشگاه در
طول این مدت انجام داد، شاهدی بر این مدعاست، که البته درصد ناچیزی از
مکاتباتی است که پژوهشکدهها مستقیما با سازمان فضایی و در چارچوب رفع
انواع و اقسام مشکلات مالی، اداری و اجرایی و حتی پژوهشی خود داشتند.
مساله
دیگر نسبت تعداد افراد ستادی به تعداد کارشناسان پژوهشی است که در نوع خود
یک رکورد است. همچنین تعارض دایمی بخشهای مختلف ساختار عریض و طویل ستاد
با اجزای خویش است. نمود و بروز این مساله به خصوص در مورد آندسته از
اموری که جذابیت بیشتری دارد آشکارتر است. برای مثال مدتها دعوا بر این
بود که انجام فعالیتهای پژوهشی در بخش بینالمللی با معاونت پژوهشی است
یا روابط عمومی و امور بینالملل. اولی به دلیل ماهیت مساله مدعی است و
دومی به دلیل نام و عنوان خویش.
نقض غرض آشکارحجم
عظیمی از کادرهای مدیریتی و نیروهای کارشناسی، اداری و پشتیبانی مستقر در
این پژوهشگاه که در بین آنها به حق کارشناسان و جوانان فعال و ارزشمندی نیز
هست از پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی هستند. فیالواقع افراد این پژوهشکده
که عموما سوابق چند ده ساله داشته و بعضا در شرف بازنشستگیاند که پس از
ادغام ضربتی و غیرکارشناسی پژوهشگاه هوافضا، مرکز تحقیقات فضایی و پژوهشکده
مهندسی جهاد، سریعا جایگاههای مدیریتی را کسب کردند.
تا اینجای
کار مسالهای نبود، چرا که ایشان با تجربهای که داشتند میتوانستند به
یاری نیروهای جوان، فعال و با انگیزه آمده و با رتق و فتق امور اجرایی،
یاری رسان و تسهیلگر آنان در انجام امور پژوهشی باشند. ولی اتفاقی که در
عمل افتاد قریب به چهارسال کابوس تلخی را برای پژوهشگران واقعی رقم زد.
چراکه ایشان با تجربه منحصر به فردی که در امور اجرایی و اداری داشتند
توانستند با تنظیم و طراحی هدفمند آییننامهها و ضوابط اداری و استخدامی
موجبات بیاثر کردن مدیران پروژهها، اعضای هیات علمی و کارشناسان پژوهشی
فعال و زبده را فراهم آوردند.
اگر تا پیش از ادغام، یک مدیر پروژه
در چارچوب اجرای پروژه و مبتنی بر تامین مالی آن اعتبار و اختیار
(آتوریتی) داشت، هم اینک بایستی روزها و بلکه هفتهها از بخش اجرایی و
اداری تمنای تامین یک قطعه چند ده هزار تومانی را داشته باشد. آنهم در
شرایطی که به گواهی نهادهای نظارتی میلیاردها تومان صرف شیک کردن فضای
اداری پژوهشگاه شده است. از ساخت رستوران سنتی گرفته تا گاردن روم! و
آبنما و دهها مورد هزینههای غیرضرور دیگر.
این شرایط مشابه آن
است که مثلا در یک پادگان غیرنظامیان و کادرهای اداری تصمیمگیر باشند و
از افراد خبره نظامی حتی در فرآیند تصمیمسازی نیز بهرهای اخذ نشود. یا
مثلا کارکنان اداری یک دانشگاه سیاستگذار و مجری امور آموزشی، پژوهشی
دانشگاه باشند.
تثبیت این شرایط موجبات یاس و سرخوردگی بسیاری از
پژوهشگران کلیدی را به ویژه در پژوهشگاه هوافضا و مرکز تحقیقات فضایی فراهم
کرد. به ویژه انتصاب افراد غیر هیات علمی و فاقد سابقه پژوهشی در سمتهای
کلیدی پژوهشگاه و پژوهشکدهها از ریاست پژوهشکده گرفته تا معاونتهای
پژوهشی و اجرایی و ادارات مفصل و تو در توی ذیل آن، به این موج مخرب دامن
زد.
تجربه این چند سال نشان داد که چنانچه کار به کاردان سپرده
نشود و افرادی متولی سیاستگذاری و برنامهریزی امور فضایی شوند که هدفشان
صرفا کسب جایگاه و حفظ آن با اولویت نمایش تبلیغاتی دستاوردها باشد، چه
تبعات شومی را باید به نظاره نشست.
هجمه بیاساس و گروکشی منافع ملیدر
این میان هجمه عدهای که همه چیز را با مسایل سیاسی گره میزنند و هیچ
نگرانی باعث تبعات مخرب آن ندارند تاسف بار است. آنها متوجه نیستند که
ارتباط دادن فعالیتهای غیرنظامی و صلحآمیز سازمان فضایی و
پژوهشگاههای مرتبط با آن با اهداف دفاعی و نظامی چه پیامدهایی را در
آینده خواهد داشت. ارتباطی که وجود خارجی نیز نداشته است.
اینان که
تنها هدفشان حفظ مدیران بازمانده از دولت قبل است توجه ندارند که در صورت
تبلیغ این مساله و تاکید بر ارتباط فعالیتهای سازمان فضایی با دستاوردهای
حوزه نظامی حتی سازمانهای فضایی کشورهای دوست نیز دیگر تمایلی به همکاری
و تعامل با ما نخواهند داشت. چراکه عدم مشارکت در فعالیتهای نظامی در
طرحها و پروژههای مشترک بینالمللی به صراحت در پروتکلهای مربوط ذکر
شده است.
در کنار بیپایه بودن آنچه که در گفتار این طیف از
منتقدان عیان است، تهدیدات بالقوهای است که گره زدن فعالیتهای فضایی
غیرنظامی ایران با دستاوردهای و موفقیتهای این حوزه در بخش نظامی و موشکی
دارد. اگر تمامی کشورها ازجمله آمریکا، اتحادیه اروپا، برزیل، چین، هند و
حتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سعی میکنند با تقسیم کار هوشمندانه
فعالیتهای فضایی و شکستن زیرکانه پروژهها، پوششی برای ارتباط
فعالیتهای فضایی غیرنظامی و نظامی خویش ایجاد کنند،
اینجا
عدهای دایه مهربانتر از مادر در بوق و کرنا کرده که تغییر در ساختار
فضایی کشور حوزه اقتدار موشکی و هستهای ما را متاثر خواهد ساخت. ادعایی که
تمامی فعالان این حوزه بر بیاساسی آن صحه میگذارند. این مساله صرفا
بهانهای است غیرواقع، که مدیریت ضعیف فعلی برای حفظ خود مطرح نموده است،
هرچند بعید است از تبعات و آسیبهای بالقوه آن بیاطلاع باشد. ادعایی که
پس از عدم پذیرش در محافل تخصصی به فضای مطبوعاتی رسوخ کرده است.
این
مساله صرفا دوستی خالهخرسه نیست بلکه ضربه مستقیم به منافع جمهوری
اسلامی است که نسلی از بهترین پاکان برای حفظ و اقتدار آن جان فدا
کردهاند. چه فاصله زیادی است بین امثال شهید حاج حسن الله دادی با امثال
این افراد. او غریبانه و در جدال با کسانی از وحشیترین و دژخیمترین
موجوداتی که تا به حال زمین به خود دیده است، جان فدا میکند و این افراد
برای حفظ کرسی ریاست خویش اینگونه منافع ملی را در معرض تهدید دشمنی قرار
میدهند که روباهصفتی و گرگخویی آن بر همگان اثبات شده است.
سخنی با دلسوزان واقعیروی
سخن با عزیزانی است که با نیت خیر و نه اهداف بغضآلود سیاسی سخن
میگویند. پرس و جویی از خیل عظیم کارشناسان، اعضای هیات علمی، مدیران
پروژههای فضایی که آزمون خود را پس دادهاند و در یک کلام السابقون این
حوزه که بیش از چهار سال است شاهدان و ناظران نگران روند فعالیتهای
سازمان فضایی کشورند خود گویای همه چیز است. به این دوستان دلسوز که بنابر
اطلاعات نادرست موضعگیری می کنند بیتی از مولانا را هدیه میکنم:
صورت ظاهر چه جویى اى جوان، رو معانى را طلب اى پهلوان
والسلام علی من اتبع الهدی